أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 12

كنوز المعزمين ( فارسى )

« و له ايضا فى العلوم الغريبة مؤلّفات مثل كنوز المعزّمين و رسالة فى عمل التّأليف و التّبغيض و تعليقات متفرّقة فى خواصّ الاعداد و قد صحّ بعضها بتجربة المؤلّف » « 1 » از جملهء آخر عبارت معلوم مىشود كه مؤلّف سلّم السّماوات خود اهل علوم غريبه بوده و اين قبيل تأليفات شيخ را در دست داشته و از روى آنها عمل ميكرده است . د : در پاره‌يى از كتب مربوط بعلوم غريبه از اين كتاب با تصريح به اين كه مؤلّفش ابو على سينا بوده است نام برده و مطالب آن را بسبب اهميّت مقام شيخ جزو قواعد صحيح اهل فن نقل كرده‌اند . از جمله كتاب حل المشكلات تأليف ابو المحاسن محمّد بن سعد بن محمّد معروف بابن ساوجى كه در عهد شاه عبّاس كبير ( 985 - 1038 ) مىزيسته و كتاب خود را همان ايّام ، و بطور قطع قبل از كشف الظنون تأليف كرده است « 2 » .

--> ( 1 ) نقل صاحب روضات از سلّم السماوات : ص 245 چاپ اوّل . ( 2 ) كتاب حلّ المشكلات به دو فصل تقسيم شده كه هر فصلى مشتمل بر چهار نوع و هر نوعى چهار قسم است از علوم غريبه اعداد و جفر و طلسمات و نيرنجات . - و به اين عبارت آغاز مىشود « بعد از تسطير كلام به حمد ملك علّام و تعطير مشام بدرود سيّد انام و تذكير زبان مشك فام بمدح و ذكر اولياء كرام . . . الخ » مؤلف كتاب در ضمن مطالبى كه راجع بعلوم غريبه و تأثير الواح و طلسمات نوشته است حكاياتى مربوط برجال و وقايع عهد صفوى آورده كه اگر براى گرمى بازار و جلب خريدار ساخته نشده باشد خالى از فوائد و نتايج تاريخى نيست از اين قبيل : الف : در باب قهر و غلبه بر دشمنان از مير غياث الدّين منصور دشتكى شيرازى براى شاه طهماسب صفوى در فتح قلعهء شماخى عملى را نقل مىكند نظير كار غريبى كه از ميرزا محمد اخبارى براى فتحعلى شاه در جنگ ايران و روس اشتهار يافته و تفصيلش در كتاب فارسنامهء ناصرى مسطور است خلاصه‌اش اينكه فتح قلعهء شماخى به طول كشيد و جمعى كثير از سپاه قزلباش كشته شدند . شاه طهماسب از فكر مير غياث الدين كومك خواست ، مير به عمل الواح و نيرنجات و تصاوير متوسّل شد و روز شنبه صورتى بر كاغذ نقش كرده بشاه سپرد و سفارش كرد كه آن را تا روز معيّن باز نكند ، روز چهار شنبه قبل از زوال سر سپهسالار قلعه را بريده خدمت پادشاه آوردند ، چون كاغذ را بگشود همين صورت در آن نقش شده بود ! راقم سطور گويد شاه طهماسب از حدود سال 942 عازم تسخير شيروان گرديد و فتح آنجا را بدست وى در سنهء 945 نوشته‌اند . شاه عبّاس كبير نيز قلعهء شماخى را با رنج و مشقّت فراوان در سال 1015 فتح كرد در اين مورد هم ابن ساوجى مىنويسد كه ملا حسين بربرى براى نوّاب اشرف اعلى مثلّثى ترتيب داد كه بعد از هفت روز اثرش ظاهر و قلعهء شماخى فتح شد يا للعجب كارى را كه شاه عبّاس با آن همه زحمت و كوشش و فداكارى در مدّت طولانى انجام داد آخوند اعدادى به اين آسانى در مدت هفت روز انجام داده است ؟ ! ب : براى على قلى خان شاملو لله لوحى ساخته بودند كه هميشه بر بازو بسته بود و در اثر آن لوح روز بروز ترقى مىكرد امّا چون مرتكب اعمال بد شد اثر لوح از بين رفت . ج : براى مرشد قلى خان نيز لوحى ترتيب داده بودند كه ببازوى خود مىبست و در اثر آن لوح كارش بالا گرفت تا سلطان بىتخت و تاج ايران گرديد امّا چون قدر آن لوح را ندانست از وى ربوده شد و روزگارش بنكبت سر آمد . نگارنده گويد مرشد قلى خان وزير شاه عبّاس بود و چندان خودسرى به كار برد كه باطنا مبغوض شاه گرديد و عاقبت به تفصيلى كه در تواريخ صفويه مانند عالم آراى عباسى نوشته‌اند در سال 997 بقتل رسيد . د : شيخ بهائى در سال 1010 در شرف شمس لوحى زرين به منظور تسخير قلوب و ممالك براى شاه عباس ساخته بر بازوى او بست ، اوّل فتحى كه روى داد تبريز بود و روز بروز باعث جهانگيرى شد . - و همو براى شاه عباس لوحى در شرف آفتاب نوشت مخمّس سورهء و الشّمس كه در سنه 1000 بر بازوى شاه بست . راقم سطور گويد شرف شمس روز نوزدهم حمل [ فروردين‌ماه ] است . و جنگ شاه عباس با روميان [ عثمانى ] و فتح تبريز در سنهء 1011 واقع شد . - اگر نوشتهء ابن ساوجى حقيقتى داشته باشد بايد بستن لوح را بر بازوى شاه در تاريخى فرض كرد كه اوّلين فتحش تبريز باشد و گر نه شاه عباس در مدّت يك سال هرگز بىكار نمىنشست و براى او در اين مدّت جنگها و فتحهاى ديگر نيز نوشته‌اند . ه : هم شيخ بهائى براى الله‌ويرديخان وقتى كه داروغهء اصفهان بود طلسمى نوشت كه هميشه همراه خود داشت و در اندك زمان بامارت و فرمانروايى فارس رسيد و روز بروز بر جاه و مال و مقامش افزوده شد . و : ملا عبد اللطيف گيلانى از اشخاصى است كه در عهد صفويّه بمهارت در علوم غريبه مخصوصا عمل عقد المحبّه و تسخير قلوب شهرت داشت و از مخصوصان احمد گيلك يعنى خان احمد گيلانى بود - مردمان آن ايّام مىگفتند كه در اثر الواح و طلسمات او احمد گيلك ترقّى كرده و دولت شاهانه يافته و با وجود تمرّد و عصيان فاحش از گزند سپاه قزلباش محفوظ مانده است . سر گذشت خان احمد كه بنوشتهء عالم آراى عباسى از طرف شاه طهماسب در كل گيلانات والى نافذ الامر گرديده لواى دولتش ارتفاع آسمانى يافته بود و غرور و بطر جاه و مال او را گرفته خودسرى آغاز نهاد و كارش با شاه طهماسب بجنگ و ستيز كشيد در تواريخ آن عهد تفسير مسطور است . در حلّ المشكلات چندين عمل عجيب و غريب از ملا عبد الطيف مينويسد از اين قبيل كه در عمل عقد المحبّة ميگويد مير محمود پسر مير حسين نجفى را بخاطر دختر محمد على كوچك ديوانه ساخت چنان كه سر و پا برهنه سه سال در اصفهان ميگشت . نيز در فصل همين اعمال ميگويد : كچل مصطفى از امير زادگان نيشابور كه او را به شوخى از باب كافور گفتن زنگى يوسف ايران ميگفتند به دختر حكيم كوچك عشق بهم رسانيده بود - در آن ايّام نواب اشراف اعلى يعنى شاه عباس ملا عبد اللطيف را از گيلان طلب فرموده بودند . محض تجربه و امتحان محرمانه بكچل مصطفى گفتند تا نزد ملا رفت و بتملق او را راضى كرد كه عمل عقد المحبة كند ملا مربعى ساخت و شب 18 رجب از سنهء 1026 در قزوين بخلوت نشست چهار ساعت از شب گذشته بود كه خبر آوردند دخترى بيرون دروازه نشسته گريه مىكند مصطفى خود رفت و دختر را ديد همان معشوقهء او بود كه از جاى بر جست و بدامن او آويخت - مصطفى اين خبر را همان شب در خلوت بنوّاب اشرف رسانيد . فرداى آن شب در شهر منادى كردند كه دخترى از خانه بيرون رفته و مفقود شده است و همه جا بر زبانها افتاد كه اين كار از ملا عبد اللطيف است . پادشاه امر فرمود تا ملا را بميدان برده سوختند . انتهى ملخصا . نگارنده از تدبيرهاى شاه عباس بعيد نمىداند كه مخصوصا اين بساط را براى انتقام از هواداران خان احمد گيلانى و جلوگيرى از اين نوع اعمال ناهنجار خرافى كه در آن ايّام رواج داشته است انجام داده باشد و اللّه العالم . ز : ميرزا محمد كرمانى وزير شاه عباس به اعتقاد خودش در اثر توسّل بجن گير و رمّال بمقام وزارت رسيد . چون معزول شد مبلغ هيجده هزار تومان بخزانهء دولت بدهكار بود طلسم عقد اللسان و شعبده‌كارى مختلسان بيت المال عهد ما را نمىدانست كه بدون احتياج بلوح مربّع و تكسير حروف ميليونها اموال مسلمانان را ميخورند و باز هم طلبكارند و زبان همگان بر ايشان بسته است يعنى مال زبان بسته را مىبرند ! بارى شاه عباس دستور اكيد داد كه آقا ابو الفتح مستوفى اصفهانى با حضور مقصود بيك ناظر و مولانا صوفى و عدّهء ديگر از رجال معتمد حساب او را رسيدگى كنند . ميرزا محمد متوسّل بآخوند اعدادى شد ، وى براى او لوح عقد اللسان ترتيب داد و چنان شد كه بعد از چند مرتبه محاسبه و رسيدگى كه بدهكارى او را نشان ميداد دست آخر حساب كردند هفتصد تومان طلبكار شد . اين واقعه را صاحب حل المشكلات با طول و تفصيل نوشته و اين عمل را بآخوند معلم خود نسبت داده است از روى تجارب ملا حسين اخلاطى و العهدة عليه . - ميرزا محمد وزير در سنهء 997 معزول و مقتول شد - آقا ابو الفتح اصفهانى مستوفى خاصّهء شاه عباس از محاسبان و منشيان زبر دست بود و در سفر لاهيجان در موكب شاه بسال 1020 وفات يافت و خواجه على اكبر اصفهانىاند آنى جاى او را گرفت .